![]() |
![]() |
|
| www.iran-adabiyat.blogfa.com |
مقدمهیوهان کپلر در 16 ماه مه 1571 در وایل در اشتات ورتمبرگ آلمان ، که شهری خارج از امپراتوری مقدس روم بود متولد شد. دوران کودکی کپلر با فقر و تنگدستی و بدبختی توأم بود، کپلر برای تحصیل به مدرسه طلاب پروتستان رفت و در اثر هنر و استعدادی که از خود نشان داد بوسیله استادانش دوانه دانشگاه توبینگن شد. کپلر در سال 1594 به سمت معلم ریاضیات مدرسه شبانه روزی پروتستان در گراتز انتخاب شد، وی برای افزودن به درآمد ناجیز خود تقویمهای نجومی که در میان سایر چیزها وضع هوا ، سرنوشت شاهزادهها ، خطرات وقوع جنگ و قیام ترکها را نیز پیش بینی میکرد، چاپ و منتشر مینمود.شهرت وی در این زمینهها بزودی پخش و سرانجام طالع بین امپراتور رودلف و اعضای برجسته دیگر در بار او شد و این روش منبع درآمد کپلر شده بود. از وی نقل شده است که: طالع بینی از گدایی بهتر است. از سر زدن گهگاه او به عالم فالگیری که بگذریم، یوهان کپلر کسی است که جایگاه او در یمان غولان است. او نخستین انسانی است که با فراست رمز معماری منظومه شمسی را گشود و قوانینی برای حرکت سیارات آن فرمول بندی کرد. کپلر در اثر مطالعات در علم نجوم با خود گفت چون به موجب هیأت کوپرنیک سیارات به دور خورشید دوایری طی میکنند، بنابراین مجموعه تمام اوضاع مریخ که بوسیله تیکو رصد شده است باید روی یک دایره فضایی قرار گیرد (تیکو براهه نشان داد که حرکت سیارات کاملاٌ با نمایش و تصویر دایرههای هم مرکز وفق نمیدهد از آنجا که تیکو براهه بیشتر به رصدهای مستقیم و اندازه گیری سرگرم بود، هیچ کوششی برای تجزیه و تحلیل نتایج خود را انجام نداد و این کار به یوهان کپلر که در سال آخر زندگی تیکو براهه دستیار وی بود محول گشت). کشفیاتکپلر مسلح به این گنجینه معلومات و با ایمان به درستی نظریه کپرنیک کمر به کشف قوانین ریاضی حل کننده مسأله حرکت سیارات بست. اطلاعات رصدی یاد شده در نظریه بزرگ خورشید مرکزی کوپرنیک بطور کامل صدق نمیکرد و کپلر ناچار شد مدت ده سال از عمر خود را صبورانه وقف کار سخت بررسی عملی در حرکت سیارات و قوانین ریاضی حاکم بر آنان کند. او همه این کارها را به تنهایی و بدون یاری گرفتن از کسی کرد و ارزش کار او بجز از سوی چند تن ، درک نشد.کپلر در 1609 ناگهان به نیروی الهام متوجه حقیقتی شد، سیاره مریخ روی مسیر بیرونی است. نبوغ کپلر با کشف بیضی بودن شکل حقیقی مسیر زمین به دور خورشید ظاهر شد که پیش از آن یک دایره کامل دانشته و پذیرفته شده بود. وقتی کپلر مسیر بیضی شکل ستاره را کشف کرد شروع به پیش بینی حرکت آن نمود و گفت که فلان وقت باید در فلان موضع قرار گیرد و همه جا ستاره را در رأس موعد در محل موعد مشاهده کرد. او آن نتیجه را از راه محاسبه رابطه موقعیتهای مکانی زمین و مریخ و خورشید با یکدیگر گرفت، زیرا دادههای رصدی تنها در یک مسیر بیضی صدق میکردند. کپلر در پی انجام آن کار دست به کار انجام محاسبات مربوط به حرکت و مدار سیارات شناخته شده دیگر شد. دست آورد او در آن زمینه با در نظر گرفتن پیشرفت کم ریاضیات در آن زمان بسیار بزرگ و چشمگیر بود، وی علاوه بر کشف انطباق دقیق ارقام معلومات رصدی با بیضی بودن مدارها کشف کرد که سرعت حرکت هر سیاره به دور خورشید با فاصله آن از خورشید نسبت عکس دارد. در سال 1609 در کتاب(نجوم جدید) دو قانون که اولی نام او را ابدی ساخته ذکر نموده، این بار دیگر حرکت دایرهای که اینقدر در نظر بطلمیوس عزیز بودهاند به کلی از بین رفت و نجوم قدیم را همراه برد. یوهانس کپلر ، ستاره شناس آلمانی ، وقتی ادعا کرد که سیارهها در مدارهای بیضوی به دور خورشید میگردند و خورشید تنها نیروی اداره کننده مدارهای سیارات است؛ مورد اعتراض سنتها و باورهایی که قرنها پایدار بود قرار گرفت. قوانین سه گانه او در مورد حرکت سیارهای ، که به قوانین کپلر معروفند تأثیری عمیق بر ستاره شناسان بعد از او بجا گذاشتند و امروزه نیز برای تجسم و درک منظومه شمسی دارای اهمیت فراوانی میباشند. او یکی از طرفداران سر سخت نظریه خورشید مرکزی منظومه شمسی بود.
قوانین کپلرکپلر پس از چندین سال مطالعه در حرکت سیارات در سال 1618 موفق به کشف قانون سوم خود شد. کپلر بر پایه آن یافتهها قوانین سه گانه زیر را درباره حرکت سیارات بیان کرد:
مهمترین رویدادهای زندگی کپلر1577: کپلر از مشاهده یک ستاره دنباله دار عظیم به ستاره شناسی علاقمند میشود.1588: بخش اول مطالعاتش را در دانشگاه «توبینگن» آلمان کامل میکند، جایی که هدفش از مطالعه احراز مقام کشیشی در کلیسای اوتر است. 1589: در دانشگاه به مطالعه در رشتههای فلسفه ، ریاضی و ستاره شناسی مشغول میشود. 1519: در دانشگاه توبیتگن موفق به دریافت درجه استادی میشود، سپس به تعالیم معنوی روی میآورد. 1594: از کشیش شدن منصرف میشود و به عنوان معلم ریاضی و ستاره شناسی در گرتس بلژیک مشغول به کار میگردد. 1595: کپلر تقویمی از پیش بینیهای نجومی منتشر میکند. (او با نشر تقویمهای ستاره شناسی منبع در آمدی برای خود فراهم کرده بود). 1596: کتاب «رموز جهان» را منتشر میکند. کپلر در این کتاب عنوان میکند که فواصل هر یک از 6 سیاره شناخته شده از خورشید را می توان به پنج شکل هندسی رایج مرتبط دانست (تتراهدرون چهار وجهی ، مکعب 6 وجهی ، اکتاهدرون هشت وجهی ، دو دکاهدرون 12 وجهی و ایکوساهدرون 20 وجهی). 1598: کپلر به دنبال یک پاکسازی مذهبی بوسیله متعصبان فرقه پروتستان مجبور به ترک گراتس میشود. او قبل از بازگشت به گراتس ، یکسال در پراگ میماند. 1600 دوباره از «گراتس» رانده میشود و به پراگ باز میگردد و دستیار ستاره شناس هلندی ، تیکو براهه (1601 ـ 1546) میشود. 1601: پس از مرگ «براهه» کپلر به عنوان ریاضیدان سلطنتی امپراتور رادلف دوم که امپراتور مقدس روم بود، مشغول به کار میشود. 1602: در ماه اکتبر یک ابرنواختر رصد میکند که آنرا از آن زمان نواختر کپلر مینامند. 1609: کتاب ستاره شناسی نوین را منتشر میسازد و در آن نشان میدهد سیارهها در مدارهای بیضی شکل به دور خورشید و حول یک کانون مشترک حرکت میکنند و اینکه اگر خطی بین خورشید و یک سیاره در حال حرکت رسم شود، این خط در زمان مساوی از نواحی مساوی از مدار بیضوی خواهد گذشت. این ادعاها را به عنوان قوانین اول و دوم کپلر میشناسند. 1611: کتاب دیوپتریس را منتشر میکند که مباحثی در مورد نور شناسی و طراحی تلسکوپ دارد. طرح تلسکوپ او به عنوان معمار در ستاره شناسی پذیرفته میشود. 1612: کپلر پس از مرگ امپراتور رادلف دوم به اینتس نقل مکان میکند و به عنوان ریاضیدان در ایالتهای شمال اتریش مشغول به کار میشود. 1617: سه کتاب اول از کار هفت جلدی کپلر به نام «خلاصهای از ستاره شناسی کپرنیک» چاپ میشوند. این کتابها در بر گیرنده نگرشی منظم به ستاره شناسی خورشید مرکزی بوده و از اهمیت بسیاری برخوردارند. مجلدات باقیمانده در سالهای 21ـ 1920 چاپ شدند. 1619: کتاب «هماهنگی جهان» را منتشر میکند و در آن کتاب به پایه گذاری رابطه بین فاصله سیاره از خورشید و زمانی که طول میکشد تا سیاره به دور خورشید بگردد، میپردازد (این رابطه اکنون قانون سوم کپلر نامیده میشود). 1627: «جداول رادولفین» که فهرستی از 1005 ستاره است را کامل میکند. رسم این جداول که توسط «تیکو براهه» شروع شدند، شامل نمودارهایی از موقعیتهای پیش بینی شده سیارات با توجه به قوانین جدید کپلر میباشند. 1928: ریاضیدان خصوصی آلبرت والنشتاین دوک فریدآند و فرمانده سپاه سلطنتی امپراتور فردیناند دوم می شود. 1630: در 15 نوامبر هنگامی که عازم «ریجنزبورگ» ایالت باواریا بود بر اثر نوعی تب میمیرد. 1631: سولمنیوم که یک داستان علمی تخیلی به قلم کپلر است و 20 سال قبل نوشته شده است منتشر میگردد. این کتاب داستان یک سفر رؤیایی به ماه است. |
||
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387ساعت 21:46 توسط حامد |
|
|
ای طايران قدس را عشقت فزوده بالها ای طايران قدس را عشقت فزوده بالها در حلقه سودای تو روحانيان را حالها |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه شانزدهم خرداد 1386ساعت 11:52 توسط حامد |
|
|
جلال الدین سادات آل احمد، معروف به جلال آل احمد، فرزند سید احمد حسینی طالقانی در محله سید نصرالدین از محله های قدیمی شهر تهران به دنیا آمد، او در سال 1302 پس از هفت دختر متولد شد و نهمین فرزند پدر و دومین پسر خانواده بود. ویژگی های آثار |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه یکم خرداد 1386ساعت 19:58 توسط حامد |
|
|
فروغ فرخزاد (۱۵ دی، ۱۳۱۳ - ۲۴ بهمن، ۱۳۴۵) شاعر معاصر ایرانی است که شعر کلاسیک فارسی و شعر نو میسرود. فروغ به همراه سیمین بهبهانی و پروین اعتصامی شاعران زن مشهور در ادبیات فارسی است. زندگینامه
کودکی و نوجوانی
فروغ فرخزاد در ۱۵ دی، ۱۳۱۳ در یک خانواده متوسط با هفت بچه به دنیا آمد، پدرش یک افسر مستبد ارتش رضاخانی بود که در کودتای رضاخان نقش داشت ولی بر خلاف اخلاق ارتشی و مستبدش علاقه خاصی به شعر داشت و در تنهایی خود با اشعار حافظ و سعدی خلوت میکرد و فروغ با شوق تمام به اشعاری که پدر میخواند گوش میداد. و همین نقطه آغاز شاعری فروغ بود، او شعر سرودن را از نوجوانی آغاز کرد. و در نقاشی استعداد خاصی داشت. خانواده فروغ خانوادهای بسته و مردسالار بود. فروغ در سن 15 سالگی با پرویز شاپور ازدواج کرد و به اهواز رفت. در ۲۹ خرداد،۱۳۳۱ تنها فرزندش کامیار متولد شد. و پس از آن روزهای سختی را گذراند و بسیار زود از شوهرش جدا شد. سرودن شعر
نخستین مجموعه شعر فروغ فرخزاد اسیر نام دارد که در سال ۱۳۳۱ منتشر شد. این مجموعه دربردارنده ۴۴ قطعه شعر است. دومین مجموعه شعرهای فروغ دیوار است که در سال ۱۳۳۵ چاپ شد. سومین مجموعه شعرهای او با نام عصیان در سال ۱۳۳۶ چاپ شد. این مجموعه شامل ۱۷ قطعه شعر است. فروغ بعدها این سه آثار خود را ارزش و احساسات سطحی یک دختر جوان دانست. سینما
در سال ۱۳۳۷ سینما توجه فروغ را جلب میکند. و در این مسیر با ابراهیم گلستان آشنا میشود و این آشنایی مسیر زندگی فروغ را تغییر میدهد. و چهار سال بعد یعنی در سال ۱۳۴۱ فیلم خانه سیاه است را در آسایشگاه جذامیان تبریز میسازند. و در سال ۱۳۴۲ در نمایشنامه شش شخصیت در جستجوی نویسنده بازی چشمگیری از خود نشان میدهد. در زمستان همان سال خبر میرسد که فیلم خانه سیاه است برنده جایزه نخست جشنواره اوبر هاوزن شده و باز در همان سال مجموعه تولدی دیگر را با تیراژ بالای سه هزار نسخه توسط انتشارات مروارید منتشر کرد. در سال ۱۳۴۳ به آلمان، ایتالیا و فرانسه سفر میکند. سال بعد در دومین جشنواره سینمای مولف در پزارو شرکت میکند که تهیه کنندگان سوئدی ساختن چند فیلم را به او پیشنهاد میدهند و ناشران اروپایی مشتاق نشر آثارش میشوند. پایان زندگی
سنگ گور فروغ آخرین مجموعه شعری که فروغ فرخزاد، خود، آن را به چاپ رساند مجموعه تولدی دیگر است. این مجموعه شامل ۳۱ قطعه شعر است که بین سالهای ۱۳۳۸ تا ۱۳۴۲ سروده شدهاند. به قولی دیگر آخرین اثر او «ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد است» که پس از مرگ او منتشر شد. فروغ فرخزاد در روز ۲۴ بهمن، ۱۳۴۵ بر اثر تصادف رانندگی در جاده دروس-قلهک در تهران جان باخت. جسد او، روز چهارشنبه ۲۶ بهمن با حضور نویسندگان و همکارانش در گورستان ظهیرالدوله به خاک سپرده شد. آثار
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سی ام اردیبهشت 1386ساعت 11:10 توسط حامد |
|
|
سید محمد حسین بهجت تبریزی در سال 1285 هجری شمسی در روستای زیبای « خوشکناب » آذربایجان متولد شده است.
بقیه را در ادامه مطلب بخوانید ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1386ساعت 11:21 توسط حامد |
|
|
در دور دست قویی پریده بی گاه از خواب خطی ز نور روی سیاهی است: اين شعر يک تابلوی بی نظير از يک طلوع رويايی است .سپيده صبح هنگامی که ارام ارام روز شروع ميشود و نسيم خنکی ميوزدو با پرپر زدن قو اسمان ابی يا نيلی با خطی سفيد ترک ميخورد. ترکيب رنگ و سايه روشن نقاش طبيعت در اين لحظه شاعر را به وجد اورده است سياهی شب که سهراب انرا به دوده تشبيه ميکند در حال رنگ فرو باختن است سهراب در شعر قير شب هم شب را با دوده تمثيل اورده است و نقاش زمينی از اينکه استادش پرده زنقش طبيعت ميزدايد کودکانه به ذوق امده است .و خيال پردازنه در دور دست کاخی بلند با مرمر سپيد را مجسم ميکند . شايد نور اميدی در زندگی شاعر تايبده باشد برق نگاهی يا سر سوزن کرشمه ای از يار ديده باشد چون شاعر نگران و غمگين از قير شب اينچنين صبح را به نظاره نشسته است و چنان اميد وارانه طبيعت را تفسير ميکند که گويی خود را در وحدت با اشيا ميبيند اين معجزه عشق است عشقی که يکشبه عارف را به اشراق ميبرد هر چند که در طريق عشق پس از سالها ميفهمد که عشق اشاره محوی به رد وحدت اشياء دارد . |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه شانزدهم فروردین 1386ساعت 20:4 توسط حامد |
|
|
فردوسی از همان ابتدای کار که به کسب علم و دانش پرداخت، به خواندن داستان هم علاقمند شد و مخصوصاً به تاریخ و اطلاعات مربوط به گذشته ایران عشق می ورزید. همین علاقه به داستانهای کهن بود که او را به فکر به نظم در آوردن شاهنامه انداخت. چنان که از گفته خود او در شاهنامه بر می آید، مدتها در جستجوی این کتاب بوده است و پس از یافتن دستمایه ی اصلیی داستانهای شاهنامه، نزدیک به سی سال از بهترین ایام زندگی خود را وقف این کار کرد. او خود می گوبد: بسی رنج بردم بدین سال سی عجم زنده کردم بدین پارسی پی افکندم از نظم کاخی بلند که از باد و باران نیابد گزند بناهای آباد گردد خراب ز باران و از تابش آفتاب فردوسی در سال 370 یا 371 به نظم در آوردن شاهنامه را آغاز کرد و در اوایل این کار هم خود فردوسی ثروت و دارایی قابل توجهی داشت و هم بعضی از بزرگان خراسان که به تاریخ باستان ایران علاقه داشتند او را یاری می کردند ولی به مرور زمان و پس از گذشت سالهایی، در حالی که فردوسی بیشتر شاهنامه را سروده بود دچار فقر و تنگدستی شد. اَلا ای برآورده چرخ بلند چه داری به پیری مرا مستمند چو بودم جوان برترم داشتی به پیری مرا خوار بگذاشتی به جای عنانم عصا داد سال پراکنده شد مال و برگشت حال بر خلاف آن چه مشهور است، فردوسی سرودن شاهنامه را صرفاً به خاطر علاقه خودش و حتی سالها قبل از آن که سلطان محمود به سلطنت برسد، آغاز کرد؛ اما چون در طی این کار رفته رفته ثروت و جوانی را از دست داد، به فکر افتاد که آن را به نام پادشاهی بزرگ کند و به گمان اینکه سلطان محمود چنان که باید قدر او را خواهد شناخت، شاهنامه را به نام او کرد و راه غزنین را در پیش گرفت. اما سلطان محمود که به مدایح و اشعار ستایش آمیز شاعران بیش از تاریخ و داستانهای پهلوانی علاقه داشت، قدر سخن فردوسی را ندانست و او را چنانکه شایسته اش بود تشویق نکرد. علت این که شاهنامه مورد پسند سلطان محمود واقع نشد، درست معلوم نیست. عضی گفته اند که به سبب بدگوئی حسودان، فردوسی نزد محمود به بی دینی متهم شد (در واقع اعتقاد فردوسی به شیعه که سلطان محمود آن را قبول نداشت هم به این موضوع اضافه شد) و از این رو سلطان به او بی اعتنائی کرد. ظاهراً بعضی از شاعران دربار سلطان محمود به فردوسی حسد می بردند و داستانهای شاهنامه و پهلوانان قدیم ایران را در نظر سلطان محمود پست و ناچیز جلوه داده بودند. به هر حال سلطان محمود شاهنامه را بی ارزش دانست و از رستم به زشتی یاد کرد و بر فردوسی خشمگین شد و گفت: که "شاهنامه خود هیچ نیست مگر حدیث رستم، و اندر سپاه من هزار مرد چون رستم هست". گفته اند که فردوسی از این بی اعتنائی سلطان محمود بر آشفت و چندین بیت در هجو سلطان محمود گفت و سپس از ترس مجازات او غزنین را ترک کرد و چندی در شهرهائی چون هرات، ری و طبرستان متواری بود و از شهری به شهر دیگر می رفت تا آنکه سرانجام در زادگاه خود، طوس درگذشت. تاریخ وفاتش را بعضی 411 و برخی 416 هجری قمری نوشته اند. فردوسی را در شهر طوس، در باغی که متعلق به خودش بود، به خاک سپردند. در تاریخ آمده است که چند سال بعد، محمود به مناسبتی فردوسی را به یاد آورد و از رفتاری که با آن شاعر آزاده کرده بود پشیمان شد و به فکر جبران گذشته افتاد و فرمان داد تا ثروت فراوانی را برای او از غزنین به طوس بفرستند و از او دلجوئی کنند. اما چنان که نوشته اند، روزی که هدیه سلطان را از غزنین به طوس می آوردند، جنازه شاعر را از طوس بیرون می بردند. از فردوسی تنها یک دختر به جا مانده بود، زیرا پسرش هم در حیات پدر فوت کرده بود و گفته شده است که دختر فردوسی هم این هدیه سلطان محمود را نپذیرفت و آن را پس فرستاد. شاهنامه نه فقط بزرگ ترین و پر مایه ترین مجموعه شعر است که از عهد سامانی و غزنوی به یادگار مانده است بلکه مهمترین سند عظمت زبان فارسی و بارزترین مظهر شکوه و رونق فرهنگ و تمدن ایران قدیم و خزانه لغت و گنجینه ادبـیات فارسی است. فردوسی طبعی لطیف داشته، سخنش از طعنه و هجو و دروغ و تملق خالی بود و تا می توانست الفاظ ناشایست و کلمات دور از اخلاق بکار نمی برد. او در وطن دوستی سری پر شور داشت. به داستانهای کهن و به تاریخ و سنن قدیم عشق می ورزید. |
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه پانزدهم فروردین 1386ساعت 19:58 توسط حامد |
|
|
نیما یوشیج، علی اسفندیاری است. او در آبان 1276 شمسی در " یوش" در استان مازندران به دنیا آمد. در پاییز 1301 شمسی نیما شعر "ای شب" را می سراید. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه چهاردهم فروردین 1386ساعت 15:28 توسط حامد |
|
|
خواجه شمس الدین محمد بن محمد حافظ شیرازی (حدود 727-792 هجری قمری)، شاعر و غزلسرای بزرگ قرن هشتم ایران و یکی از سخنوران نامی جهان است. در خصوص سال دقیق ولادت او بین مورخین و حافظ شناسان اختلاف نظر است. دکتر ذبیح الله صفا ولادت او را در 727 (تاریخ ادبیات ایران) و دکتر قاسم غنی آن را در 717 (تاریخ عصر حافظ) می دانند. برخی دیگر از محققین همانند علامه دهخدا بر اساس قطعه ای از حافظ ولادت او را قبل از این سال ها و حدود 710 هجری قمری تخمین می زند(لغتنامه دهخدا، مدخل حافظ). آنچه مسلم است ولادت او در اوایل قرن هشتم هجری قمری و بعد از 710 واقع شده و به گمان غالب بین 720 تا 729 روی داده است
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سیزدهم فروردین 1386ساعت 15:43 توسط حامد |
|
|
پروین اعتصامی، شاعره نامدار معاصر ایران از گویندگان قدر اول زبان فارسی است که با تواناترین گویندگان مرد ، برابری کرده و به گواهی اساتید و سخن شناسان معاصر گوی سبقت را از آنان ربوده است.
در جامعه ما با همه اهتمام و نظام فکری اسلام به تعلیم و تربیت عموم و لازم شمردن پرورش فکری و تقویت استعدادهای زن و مرد، باز برای جنس زن به علت نظام مرد سالاری امکان تحصیل و پرورش تواناییهای ذوق کم بوده و روی همین اصل تعداد گویندگان و علماء زن ایران در برابر خیل عظیم مردان که در این راه گام نهاده اند؛ ناچیز می نماید و پروین در این حد خود منحصر به فرد است. رمز توفیق این ارزشمند زن فرهنگ و ادب فارسی، علاوه بر استعداد ذاتی؛ معجزه تربیت و توجه پدر نامور اوست که علیرغم محرومیت زن ایرانی از امکانات تحصیل و فقدان مدارس دخترانه، خود به تربیت او همت گماشت و دختر با استعداد و با سرمایه معنوی خود را به مقامی که در خورد او بود رسانید. پدر پروین میرزا یوسف اعتصامی (اعتصام الملک) پسر میرزا ایراهیم خان مستوفی ملقب به اعتصام الملک از اهالی آشتیان بود که در جوانی به سمت استیفای آذربایجان به تبریز رفت و تا پایان عمر در همان شهر زیست. یوسف اعتصام الملک در 1291 هـ.ق در تبریز به دنیا آمد. ادب عرب و فقه و اصول و منطق و کلام و حکمت قدیم و زبانهای ترکی و فرانسه را در تبریز آموخت و در لغت عرب احاطه کامل یافت. هنوز بیست سال از عمرش نرفته بود که کتاب (قلائد الادب فی شرح اطواق الذهب) را که رساله ای بود در شرح یکصد مقام از مقامات محمود بن عمر الزمخشری در نصایح و حکم و مواعظ و مکارم اخلاق به زبان عربی نوشت که بزودی جزء کتابهای درسی مصریان قرار گرفت. چندی بعد کتاب (ثورة الهند یا المراة الصابره) او نیز مورد تحسین ادبای ساحل نیل قرار گرفت . کتاب (تربیت نسوان) او که ترجمه (تحریر المراة) قاسم امین مصری بود به سال 1318 هـ.ق انتشار یافت که در آن روزگار تعصب عام و بیخبری عموم از اهمیت پرورش بانوان در جامعه ایرانی رخ می نمود. اعتصام الملک از پیشقدمان راستین تجدد ادبی در ایران و به حق از پیشوایان تحول نثر فارسی است. چه او با ترجمه شاهکارهای نویسندگان بزرگ جهان، در پرورش استعدادهای جوانان، نقش بسزا داشت. او علاوه بر ترجمه بیش از 17 جلد کتاب در بهار 1328 هـ.ق مجموعه ادبی نفیس و پرارزشی بنام (بهار) منتشر کرد که طی انتشار 24 شماره در دو نوبت توانست مطالب سودمند علمی- ادبی- اخلاقی- تاریخی- اقتصادی و فنون متنوع را به روشی نیکو و روشی مطلوب عرضه کند. بقیه را در ادامه مطلب بخوانید ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دوازدهم فروردین 1386ساعت 20:17 توسط حامد |
|
|
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دوازدهم فروردین 1386ساعت 20:14 توسط حامد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
سلام من این وبلاگ را واسه این ساختم که ما شاعران و نویسندگان قدیمی و جدید را از یاد نبریم لطفا نظرات خودتان را بگویید
|
| پیوندهای روزانه |
|
کامپیوتر و موبایل موبایل و کامپیوتر جوک و اس ام اس های باحال آموزش کامپیوتر و موبایل وهک کامپیوتر و موبایل آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
فروردین 1387 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 |
|
RSS
|